اعتراف؛ نمایشی اکشن با چاشنی فلسفه مذهب



یک ‌شب قاتلی مزدور وارد کلیسا می شود و در جایگاه اعتراف قرار می گیرد اما او از جنایات خود پشیمان نیست، زندگی جنایتکارانه او محصول کودکی دردناکیست که پدری دائم الخمر و قمارباز به او تحمیل کرده است.
او شاهد پنهان نقش پدر در مرگ مادرش است؛ پدری که او را تنها و بی سرپرست در جامعه گرفتار گناه و تباهی رها می کند.
قاتل پشیمان نیست؛ جنایات امروز او محصول جامعه ای است که در نبود حمایت خانواده، آینده اش را به تباهی کشانده است. کشیش و مبلغ امروز، همان پدر بی تعهد دیروز است که دست فرزندش را روی شعله گاز سوزانده است؛ زخمی عمیق بر روح که هنوز جایش درد می کند … .
این خلاصه نمایش اعتراف به کارگردانی شهاب حسینی است که آخرین روزهای اجرا در سالن اصلی تئاتر شهر را سپری می کند. حسینی که با درخشش در فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی نخل طلای کن 2016 را از آن خود کرد، با دستیاری احمد ساعتچی، تئاتر اعتراف نوشته «برد میرمن» نویسنده و کارگردان آمریکایی را به روی صحنه برده است.
به گزارش ایرنا، این نمایش دو ساعته اقتباسی از اثر میرمن است که در سال 2011 میلادی در آمریکا به شکل سریالی 10 قسمتی درام اکشن با اپیزودهای نامتعارف 5 تا 7 دقیقه ای پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت.

** صحنه و توالی زمانی روایت
چینش فضاها در صحنه – چهار فضای چهار روایت قاتل به علاوه بالاترین طبقه روی سن پلکانی که فضای روایت دوران کودکی او را تشکیل می دهد، همه درون فضای کلیسا جای گرفته است. قرار گرفتن طبقاتی فضاها، محراب کلیسا را القا می کند به ویژه که نقطه اوج داستان و بخشی از داستان که یکی از شخصیت ها خدا را صدا می زند و از او کمک می خواهد، در بالاترین طبقه و در راس محراب قرار گرفته است.
در پایین ترین بخش صحنه که صندلی های کلیسا و اتاقک اعتراف در آن قرار دارد، زمان حال در جریان است و فلاش بک های روایت به ترتیب زمان وقوع در فضاهای بالایی بازی می شود، فضاها با راه پله ای مرکزی به هم مرتبط هستند و این همه از خلاقیت دراماتیک طراحی صحنه و به کار گرفتن آن در جهت ایجاد فضای منطقی و پیش‌برنده در روند روایت غیرخطی داستان، حکایت دارد.
با اینکه در آثار اقتباسی، مساله وفاداری به متن و یا نسخه اصلی قابل بررسی است، در نمایش اعتراف وفاداری نسخه نمایشی با سریال، محصولی خلق کرده است که شاید بتوان آن را «نمایش اکشن» نامید.
صحنه های قتل، تیراندازی های متعدد، صدای شلیک و خودکشی با اسلحه، فضای خاص و گاه تجربه نشده ای را برای تماشاگران خلق می کند تا آنجا که می توان فضای سینمایی اثر را در نسخه نمایشی احساس کرد. هر چند که به نظر می رسد نخستین شلیک با صدایی گوشخراش در فضای بسته تئاتر، مخاطب را شوکه و ارتباط او را با نمایش قطع می کند؛ از میان رفتن تمرکز تماشاچیان گاه می تواند اختلال جدی در برقراری مجدد ارتباط پویا و دراماتیک با نمایش به وجود آورد. فضای سینمایی این نمایش در نورپردازی ها به ویژه نورپردازی آغاز نمایش کاملا آشکار و محسوس است.

** پایان قابل پیش بینی فرصتی برای مطرح ساختن پرسش های بنیادین
به زعم بسیاری، قابل پیش بینی بودن پایان نمایشنامه اعتراف، نقطه ضعف تلقی می شود اما توجه به چند نکته بی آنکه بخواهیم از نقش عنصر بنیادین تعلیق در داستان، فیلم نامه و نمایشنامه چشم پوشی کنیم، ضروری به نظر می رسد؛ نخست آنکه در اجرای یک اثر، آن هم از نوع اقتباسی، قابل پیش بینی بودن ماجرا حتی اگر نقطه ضعف تلقی شود، به کاستی نمایش باز نمی گردد.
اقتباس در اصطلاح ادبی عبارت است از خلق اثری با تکیه بر اثری دیگر که می تواند از همان قسم ادبی نباشد و البته اثری مستقل نیز محسوب می شود.
برخلاف تفکر غالب جامعه که آثار اقتباسی نمی توانند موفقیت اثر مبدا را تکرار کنند، بسیاری از شاهکارهای ادبی، نمایشی و حتی فیلم های سینمایی موفق در دنیا، آثار اقتباسی هستند.
علاوه بر این، نمایشنامه و فیلمنامه اقتباسی وقتی به اجرا در می آید کلیتی از سناریو، بازی، صحنه و حتی تماشاگر و مخاطب را در بر می گیرد.
هر چند که نمایشنامه نویسی اقتباسی نیز دانش، تلاش و زمان قابل توجهی را می طلبد اما شاید بتوان گفت که در نهایت، عنصر غیرقابل پیش بینی بودن رنگ می بازد و در عوض نقش پر رنگ تری برای اجرا ایجاد می شود.
اجراهای متعدد از نمایشنامه های مطرح دنیا و یا اجراهای اقتباسی مرسوم در دنیا قرار است که هر کدام حرف تازه ای در متن و شیوه اجرا داشته باشند و خود در عین اقتباسی بودن اثری مستقل محسوب می شوند.
آثار اقتباسی در ایران معدود هستند و این در حالیست که تفاوت غنای آثار یک نویسنده خبره و شناخته شده با محصول کار «نویسنده کارگردانان»، آشکار و غیرقابل انکار است.
به گزارش ایرنا، شهاب حسینی چندی پیش در نشست مطبوعاتی نمایش اعتراف به دغدغه اش در ایفای نقش در آثار اقتباسی اشاره و به نوعی پاسخ داده بود: در اقتباس می‌توان به آثار جواب پس‌داده‌شده رجوع کرد.
کارگردان و بازیگر اعتراف گفته بود: حسرت آن را خوردم که چرا در 40 فیلمی که بازی کردم تنها یک اثر اقتباسی بوده است، آمده‌ام در تئاتر نفس بکشم چرا که در حال خفه شدن هستم.
نکته بعدی آنکه مساله قابل پیش بینی بودن پایان داستان در اثر مبدا قابل بررسی است. ماجرای اکشن و قابل پیش بینی، سطحی ترین لایه سریال اعتراف است تا ماجرا و مباحث فلسفی و پیچیده دیگری را در نقد جامعه ریاکار مطرح کند. مساله ای که شاید در نگاه اول چندان مورد توجه قرار نگیرد اما می توان با در نظر گرفتن روایت سر راست ماجرا و پایان نه چندان پیچیده اش، این احتمال را داد که قرار است مخاطب به جای پایان ماجرا به گفت و گوهایی توجه کند که مساله اعتراف به گناه نزد کشیش را آن هم در جامعه ای فاسد به چالش می کشد؛ کشیشی که خود از مفسدان همان جامعه است و بی هیچ تلاشی برای جبران گذشته تاریک خود، دیگران را به پرهیزکاری دعوت می کند. شکستن ابهت و اعتبار پیرمرد کشیش با بازی درخشان علی نصیریان به وضوح، آینده محکوم به شکست جامعه فاسد و ریاکار را نشان می دهد و چینش فضاها در صحنه و قرار گرفتن همه فضاها در قلب سالن اصلی کلیسا، می تواند موید تسلط فضای کلیسا بر روایت نمایشنامه باشد.
کشیش که از ابتدا تا انتهای نمایش روی صندلی و در مقابل مردم نشسته است با شنیدن ماجراهای قاتل و بی رحمی او ابتدا خشمگین می شود ولی در ادامه ماجرا هیچ پاسخ قانع کننده ای برای سوالات قاتل جوان و متقاعد کردنش نه به اعتراف که به دست کشیدن از جنایت ندارد و در پایان بندی داستان کشیش، کاملا شکسته و درمانده با خودش و گذشته تاریکش مواجه می شود و می شکند.
بازیگر در تمام این مدت روی صندلی نشسته است و جز حرکت محدود یک فرد نشسته، میزان، تغییر لحن، حالت نشستن، میمیک و حس، ابزار دیگری برای نشان دادن تغییر حالات خود ندارد. علی نصیریان با بازی مقتدرانه اش بر روی صحنه، بی هیچ کم و کاست روند تحول درونی و بیرونی کشیش را با تمام جزئیات آن، بازی می کند.
تلاش قابل ستایش شهاب حسینی در نقش بازیگر و کارگردان نمایش اعتراف و پیوندی که حضور شخص وی در این کار میان مخاطبان سینما و تئاتر برقرار کرد در کنار بازی درخشان علی نصیریان بر روی صحنه ای که بیش از هر کس با آن آشناست، نمایش اعتراف را به تئاتری متفاوت و دیدنی تبدیل کرده که با استقبال گسترده مردم نیز مواجه شده است.
فراهنگ**9053**1055
گزارش از فائزه طاهری**انتشار: زینب کارگر



انتهای پیام /*










شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *